X
تبلیغات
رایتل



























....This Is My RoOm...

....برای ورود اجازه لازم نیست....

امشب الهه TVرو روشن کرد و گفت من میخوام (اوشین)نگا کنم-منم قرار بود چایی دم کنم-میگن چاییای تو مزه میده-خوش رنگه.منم عصبی شدم(بدم میاد از این سبک سریالای مسخره-مث اوشین و یانگومو....گفتم بیخود-من میخوام حریم سلطان ببینم.گفت فردا ببین-گفتم تو فردا ببین خب.گفت من فردا سر کارم-مامانمم طبق معمول طرف الی رو گرفت.گفت حالا الهه حامله اس-اذیتش نکن,بزار فیلمشو ببینه.(حامله هم ک نبود همینجوری هوچی بود)

منم هرسم گرفت-گفتم من چایی دم نمیکنم.2 تا تیکه بش انداختم و اومدم توی اتاق.مامانم هی اومد توی اتاق کار داشت.اومد 1 چیزی بگه گفتم با من حرف نزنید-همش طرف اونو میگیرید و...-الهه هم اومد 2 به هم زنی کنه-از توی حال حرف زد-مامان رفت بیرون یه چیز گفت ضایعش کرد!!!!!!من توی اتاق جوری ک بشنوه زدم زیر خنده 

از اتاق زدم بیرون رفتم جلوش با خنده ی موزیانه و باحال گفتم:VICTORY........VICTORY

الهه خندش گرفت

خیلی ضایع شد

حال کردم تا اون باشه زیراب زنی رو ببوسه بزاره اونور...

نوشته شده در شنبه 15 تیر‌ماه سال 1392ساعت 10:46 ب.ظ توسط مادمازل نظرات (25)


Design By : Pichak