X
تبلیغات
رایتل



























....This Is My RoOm...

....برای ورود اجازه لازم نیست....

 سلام

دیشب شب خوبی بود مثلا.رفتیم بستنی خوردیم.یکی از بهترین بستنی فروشی های تهران.بعد رفتیم پیتزا خوردیم به چه گندگی.چایی خوردیم.بعععععععععد.چشت روز بد نبینه.داستان از اینجا شروع شدکه... 

 مامان و خالم رو فرستادیم خونه.من موندمو الی و دخترخالم .رفتیم ک دوربزنیم.ساعت چند؟؟؟از 12:30 گذشته بود.یه 206 افتاد دنبالمون.خوش تیپ و شیک بود.خلاصه اومدیم بپیچیم توو کوچه ک خوردیم ب یه ماتیز.ک سرنشیناش آقا بودن.ب روی خودمون نیاوردیم و در رفتیم.بین راه دختر خالم پرسید:بله؟مرده گفت پیاده شو.د  

گفت:وقت ندارم.ما بدو ماتیزه بدو(با ماشین البته)206 هم بین ما وول میخورد.تو اون موقعیت میخواس ش بده.خندم گرفته بود.رفتیم سریع یه جا پارک کردیم.هممون نفس نفس میزدیم.د گفت:اگه آماتیزه واقعا چیزیش  شده بود وایمیستادم.ما رو رسوند خونه.قرار شد  این یه راز بین 3 نفری مون بمونه...

نوشته شده در دوشنبه 20 شهریور‌ماه سال 1391ساعت 01:30 ب.ظ توسط مادمازل نظرات (48)


Design By : Pichak